15

خرید بک لینک

آخرین مطالب

امکانات وب

بعد دختر بچه هه با داداشش یا هر کی یه طوطی سبز خوشگل دستش بود....یعنی طوطی بود ها....نشسته بودن تو ماشین، ماشین هم گوشه خیابون روبروی عابر بانک پارک بود....

بعد به هوای توی صف عابر بانک ایستادم و هی به طوطیه نگاه کردم بعد فهمیدم که حرف هم می زنه با اون صداش....داشتم متعجب نگاش می کردم مه انگار نگاهام ترسناک شد یهویی جیغ زد: می ترسم....



اولین گیس بریدگی: اینقدر ینی ترسناک شده بودم آیا؟

هم كلاسي...

ما را در سایت هم كلاسي دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: aaa بازدید: 627 تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1391 ساعت: 15:44

صفحه بندی