بیرون بودم....دور دومین میدون اصلی شهر اصلا نمی شد ایستاد...آب ور داشته بود همه جارو....
از جوبهای آب به طرزی ترسناک آب بیرون می زد...
یه بلوار منتهی به خیابون خونه ما کلا زیر آب بود....
از خیابون که می خواستم رد شم یه لحظه حس کردم باید شنا کنم....
اولین گیس بریدگی: اینهمه مرد توی همین شهر به گفته خودش عاشق و دلباخته و دوست منه بعد یکیشون نزنگید ببینه زندم مردم یا آب منو برده....هعی
هم كلاسي...ما را در سایت هم كلاسي دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: aaa
بازدید: 593